هوش مصنوعی Sora 2 و چالش کپی رایت استودیو جیبلی
دنیای فناوری و هنر اخیراً با انتشار یک ویدیوی شگفتانگیز به لرزه درآمد. این ویدیو که با عنوان «Sora 2» منتشر شد، یک انیمیشن کوتاه با سبک بصری بینظیر و دوستداشتنی استودیو جیبلی را به نمایش میگذاشت و بسیاری را متقاعد کرد که با نسل بعدی مدل متنبهویدیوی OpenAI، یعنی هوش مصنوعی Sora 2، روبهرو هستند. کیفیت خیرهکننده و وفاداری به سبک هنری هایائو میازاکی آنقدر دقیق بود که حتی حرفهایها را نیز به تحسین واداشت. اما حقیقت پشت این ویدیو، بحثی عمیق و جدی را در مورد مرزهای خلاقیت، اخلاق و مهمتر از همه، چالش کپی رایت در عصر هوش مصنوعی به راه انداخت.
این کلیپ کوتاه، که جهانی جادویی و رنگارنگ را به تصویر میکشید، خیلی زود در شبکههای اجتماعی وایرال شد. همه جا صحبت از قدرت باورنکردنی هوش مصنوعی بود که حالا میتواند آثاری در سطح شاهکارهای هنری خلق کند. اما این تمام ماجرا نبود و خیلی زود مشخص شد که این ویدیو، یک زنگ خطر جدی برای هنرمندان و صاحبان آثار خلاقانه است.
ماجرای ویدیوی جنجالی Sora 2؛ وقتی هوش مصنوعی به سبک جیبلی انیمیشن میسازد
تصور کنید یک روز صبح از خواب بیدار میشوید و ویدیویی میبینید که انگار قسمتی حذفشده از انیمیشن «شهر اشباح» یا «همسایه من توتورو» است. همان رنگهای گرم، همان طراحی شخصیتهای معصوم و همان پسزمینههای آبرنگی جادویی که امضای استودیو جیبلی محسوب میشود. این دقیقاً همان تجربهای بود که ویدیوی منتسب به Sora 2 برای میلیونها نفر رقم زد.
این ویدیو که توسط کاربری به نام «Coda» ساخته شده بود، آنقدر بینقص به نظر میرسید که بسیاری آن را جهشی کوانتومی در تواناییهای هوش مصنوعی مولد دانستند. بحثها در مورد اینکه OpenAI چگونه توانسته به چنین درک عمیقی از یک سبک هنری خاص دست پیدا کند، بالا گرفت. اما در میان این همه هیجان، یک سؤال کلیدی نادیده گرفته شده بود: آیا این کار اصلاً قانونی است؟
پردهبرداری از حقیقت: Sora 2 واقعی نبود!
پس از چند روز گمانهزنی و تحسین، خود «Coda» سکوت را شکست و حقیقت را فاش کرد. ویدیوی او اصلاً با هوش مصنوعی Sora 2 ساخته نشده بود، چون چنین مدلی هنوز بهصورت عمومی وجود خارجی ندارد! در واقع، این اثر نتیجه ترکیبی پیچیده از مهارتهای هنری سنتی، ابزارهای هوش مصنوعی متعدد و ساعتها کار دقیق انسانی بود. این افشاگری، موجی از واکنشهای متضاد را به همراه داشت؛ برخی هنر و توانایی فنی او را ستودند و برخی دیگر او را به فریب و نقض آشکار کپی رایت متهم کردند.
«Coda» توضیح داد که این پروژه یک «شوخی» یا «آزمایش اجتماعی» برای سنجش واکنش جامعه به چنین محتوایی بوده است. او میخواست نشان دهد که چقدر راحت میتوان با ابزارهای موجود، آثاری تولید کرد که مرز بین واقعیت و جعل را از بین میبرند.
ابزارهای پشت پرده این انیمیشن خیرهکننده
برخلاف تصور اولیه که یک مدل هوش مصنوعی واحد مانند Sora 2 این انیمیشن را خلق کرده، «Coda» از یک فرایند چندمرحلهای و مجموعهای از ابزارها استفاده کرده بود. این فرایند بسیار پیچیدهتر از نوشتن یک پرامپت ساده بود و شامل موارد زیر میشد:
- طراحی اولیه و انیمیشن سنتی: بخشهایی از کار بهصورت دستی طراحی و انیمیت شده بود تا ساختار اصلی داستان و حرکات شکل بگیرد.
- استفاده از Stable Diffusion و ComfyUI: این دو ابزار قدرتمند برای تولید تصاویر بر اساس مدلهای سفارشی به کار گرفته شدند.
- مدلهای LoRA آموزشدیده بر آثار جیبلی: این مهمترین و جنجالیترین بخش ماجراست. «Coda» با استفاده از مدلهای LoRA که بهطور اختصاصی روی فیلمها و تصاویر استودیو جیبلی آموزش دیده بودند، توانست سبک بصری این استودیو را با دقتی شگفتانگیز بازسازی کند.
- AnimateDiff: از این ابزار برای تبدیل تصاویر ثابت تولیدشده به سکانسهای متحرک و پویا استفاده شد.
- نرمافزار After Effects: در نهایت، تمام قطعات پازل در نرمافزار افترافکتس کنار هم چیده، ویرایش و اصلاح شدند تا خروجی نهایی یکپارچه و روان به نظر برسد.
این فرایند نشان میدهد که اثر نهایی، بیش از آنکه یک «خلق» توسط هوش مصنوعی باشد، یک «بازسازی» بسیار ماهرانه با کمک ابزارهای هوش مصنوعی بوده است که در قلب آن، دادههای هنری یک استودیوی دیگر قرار داشت.
چالش اصلی: نقض کپی رایت استودیو جیبلی و مرزهای اخلاقی هوش مصنوعی
اینجاست که بحث از یک شگفتی فنی به یک بحران قانونی و اخلاقی تبدیل میشود. ساخت ویدیوی «Sora 2» شاید از نظر فنی تحسینبرانگیز باشد، اما از نظر حقوقی، یک میدان مین تمامعیار است. مشکل اصلی، آموزش مدلهای هوش مصنوعی بر اساس دادههایی است که تحت قانون کپی رایت محافظت میشوند.
وقتی یک مدل هوش مصنوعی، مانند آنچه «Coda» استفاده کرد، هزاران فریم از انیمیشنهای استودیو جیبلی را «یاد میگیرد»، در واقع در حال کپیبرداری از عناصر خلاقانه و بصری آن آثار است. این کار بدون اجازه صریح از صاحب اثر، یعنی استودیو جیبلی، انجام شده و این دقیقاً مصداق نقض کپی رایت است.
آیا میتوان «سبک» هنری را کپیرایت کرد؟
یکی از پیچیدهترین مباحث حقوقی در این زمینه، تفاوت بین «ایده» و «بیان» است. قانون کپی رایت معمولاً از «بیان» یک ایده (مثلاً یک نقاشی یا یک فیلم خاص) محافظت میکند، نه از «سبک» یا «ایده» کلی آن. برای مثال، شما نمیتوانید سبک کوبیسم را به نام پیکاسو ثبت کنید.
اما در مورد هوش مصنوعی، این مرز در حال محو شدن است. ابزارهایی مانند مدل LoRA که در این پروژه استفاده شد، صرفاً از سبک الهام نمیگیرند؛ آنها بهطور مستقیم با تحلیل دادههای بصری آثار اصلی، یاد میگیرند که چگونه خروجیای تولید کنند که از نظر آماری شباهت بسیار زیادی به منبع اصلی داشته باشد. این فرایند بیشتر به «تکثیر دیجیتال» شباهت دارد تا «الهام هنری». بنابراین، حتی اگر سبک بهخودیخود قابل کپیرایت نباشد، استفاده غیرمجاز از آثار دارای کپی رایت برای آموزش مدل، یک عمل غیرقانونی است.
فریب و اطلاعات نادرست؛ خطری بزرگتر از نقض کپی رایت؟
فراتر از مسئله کپی رایت، اقدام «Coda» در نامگذاری ویدیوی خود به نام هوش مصنوعی Sora 2، جنبه دیگری از خطرات این فناوری را آشکار کرد: پتانسیل تولید و انتشار اطلاعات نادرست. او با این کار، نهتنها کاربران عادی، بلکه رسانهها و متخصصان را نیز فریب داد.
این اتفاق نشان میدهد که با پیشرفت ابزارها، درک تفاوت بین یک اثر هنری انسانی و یک محصول تولید شده توسط ماشین دشوارتر میشود. برای اطلاعات بیشتر در مورد آخرین تحولات دنیای تکنولوژی، میتوانید به وبسایت تک نوین مراجعه کنید. این مسئله میتواند در آینده برای شناسایی اخبار جعلی، دیپفیکها و محتوای گمراهکننده، چالشهای عظیمی ایجاد کند.
واکنشها و آینده هنر در عصر هوش مصنوعی Sora و ابزارهای مشابه
پس از افشاگری «Coda»، جامعه آنلاین به دو دسته تقسیم شد. گروهی مهارت فنی و هنری او را تحسین کردند و این پروژه را نمایشی از قدرت ترکیب خلاقیت انسانی و هوش مصنوعی دانستند. آنها معتقد بودند که این ویدیو نشاندهنده آینده ابزارهای هنری است.
در مقابل، گروه بزرگتری از هنرمندان، وکلا و طرفداران استودیو جیبلی بهشدت به این کار اعتراض کردند. آنها این عمل را یک «دزدی دیجیتال» و بیاحترامی به دههها تلاش و خلاقیت هنرمندانی مانند هایائو میازاکی دانستند. از نظر این گروه، چنین ابزارهایی ارزش کار هنری را پایین آورده و معیشت هنرمندان را به خطر میاندازند.
ماجرای ویدیوی «Sora 2» یک نمونه کوچک اما بسیار مهم از چالشهایی است که در آینده نزدیک با آنها روبهرو خواهیم بود. این اتفاق نشان داد که قوانین فعلی کپی رایت برای مقابله با پیچیدگیهای هوش مصنوعی مولد آماده نیستند و نیاز به بازنگری جدی دارند. این داستان، بیش از آنکه درباره قدرت هوش مصنوعی Sora 2 باشد، درباره مسئولیتپذیری ما در استفاده از این فناوری قدرتمند است؛ مسئولیتی که هم بر دوش سازندگان ابزارها و هم بر عهده کاربرانی است که از آنها برای خلق (یا کپی) آثار هنری استفاده میکنند.