سرقت بزرگ از موزه لوور؛ از مونالیزا تا گنجینه‌های دیگر

سرقت بزرگ از موزه لوور؛ از مونالیزا تا گنجینه‌های دیگر

موزه لوور پاریس، قصری باشکوه که قلب تپنده هنر و تاریخ جهان است. تصور اینکه کسی بتواند به این دژ مستحکم نفوذ کند و گنجینه‌ای را برباید، بیشتر شبیه به یک فیلم هالیوودی است تا واقعیت. اما تاریخ نشان داده که دیوارهای لوور همیشه هم غیرقابل نفوذ نبوده‌اند. داستان‌های سرقت از موزه لوور نه تنها حقیقت دارند، بلکه برخی از آن‌ها به قدری عجیب و جسورانه هستند که تاریخ هنر را برای همیشه تغییر دادند. از ناپدید شدن ناگهانی مشهورترین لبخند جهان، مونالیزا، تا غارت جواهرات سلطنتی در بحبوحه انقلاب، این حوادث ثابت کرده‌اند که هیچ گنجی کاملاً در امان نیست.

داستانی باورنکردنی از سرقت مونالیزا از موزه لوور

شاید مشهورترین و جسورانه‌ترین سرقت از موزه لوور، دزدیده شدن تابلوی «مونالیزا» اثر لئوناردو داوینچی باشد. این اتفاق نه تنها پاریس، بلکه تمام دنیا را در شوک فرو برد و نام این تابلو را برای همیشه بر سر زبان‌ها انداخت.

وینسنتزو پروجا؛ دزدی که یک شبه قهرمان ملی شد

در ۲۱ آگوست ۱۹۱۱، کارمندان موزه لوور متوجه شدند که جای تابلوی مونالیزا روی دیوار خالی است. ابتدا تصور می‌کردند که تابلو برای عکاسی یا ترمیم به بخش دیگری منتقل شده، اما با گذشت زمان، حقیقت تلخ آشکار شد: لبخند ژکوند به سرقت رفته بود.

سارق کسی نبود جز وینسنتزو پروجا، یک کارگر ایتالیایی که پیش از این در موزه برای ساخت قاب محافظ شیشه‌ای برای همین تابلو کار کرده بود. او با انگیزه‌ای که آن را «میهن‌پرستانه» می‌خواند، معتقد بود که این اثر هنری توسط ناپلئون از ایتالیا دزدیده شده و باید به زادگاهش بازگردانده شود. البته این باور او اشتباه بود، زیرا خود داوینچی تابلو را به فرانسه آورده بود.

چگونه مشهورترین تابلوی جهان از لوور دزدیده شد؟

نقشه پروجا به طرز شگفت‌انگیزی ساده بود. او شب قبل در یک کمد در موزه پنهان شد و صبح روز بعد، زمانی که موزه برای نظافت تعطیل بود، با لباس کارمندان بیرون آمد. او به سادگی تابلو را از دیوار برداشت، قاب سنگین آن را جدا کرد و نقاشی را زیر روپوش خود پنهان کرد و از موزه خارج شد. در آن زمان، سیستم‌های امنیتی به هیچ وجه با معیارهای امروزی قابل مقایسه نبودند و سرقت مونالیزا یک زنگ خطر جدی برای تمام موزه‌های جهان بود.

دو سال جنجال و بازگشت لبخند ژکوند

ناپدید شدن مونالیزا یک رسوایی بزرگ برای فرانسه بود. پلیس تحقیقات گسترده‌ای را آغاز کرد و حتی شاعر معروف، گیوم آپولینر، و دوست نقاشش، پابلو پیکاسو، برای مدت کوتاهی به عنوان مظنون بازداشت شدند. برای دو سال، جای خالی مونالیزا روی دیوار لوور به خودی خود به یک جاذبه توریستی تبدیل شده بود و هزاران نفر برای دیدن آن به موزه می‌آمدند.

سرانجام در سال ۱۹۱۳، پروجا تلاش کرد تابلو را در فلورانس ایتالیا به یک دلال هنری بفروشد. هویت تابلو به سرعت شناسایی شد و پروجا دستگیر شد. او در ایتالیا به عنوان یک قهرمان ملی مورد استقبال قرار گرفت و حکم بسیار سبکی دریافت کرد. مونالیزا پس از نمایش در چند شهر ایتالیا، با شکوه به لوور بازگشت. این سرقت بزرگ از موزه لوور، بیش از هر عامل دیگری، مونالیزا را به مشهورترین اثر هنری جهان تبدیل کرد.

سرقت جواهرات سلطنتی فرانسه؛ بزرگترین گنجینه گمشده لوور

پیش از آنکه مونالیزا دزدیده شود، لوور شاهد یکی از بزرگترین سرقت‌های تاریخ بود که در هیاهوی انقلاب فرانسه رخ داد. این سرقت نه یک اثر هنری، بلکه بخش عظیمی از جواهرات سلطنتی فرانسه را هدف قرار داد.

انقلابی در فرانسه، فرصتی برای سارقان

در سپتامبر ۱۷۹۲، در حالی که فرانسه درگیر آشوب‌های پس از انقلاب بود، گروهی از سارقان به رهبری مردی به نام پل میت، از ضعف امنیتی ساختمان «گارد-موبل» (خزانه‌داری سلطنتی که بعدها بخشی از لوور شد) استفاده کردند. آن‌ها برای چند شب متوالی به ساختمان نفوذ کردند و با شکستن قفل کابینت‌ها، گنجینه‌ای باورنکردنی را به سرقت بردند. ارزش این جواهرات به قدری بود که می‌توانست هزینه‌های یک ارتش را برای مدتی طولانی تأمین کند.

الماس «آبی فرانسوی» و «ریجنت»: سرنوشت گنجینه پس از سرقت

بسیاری از قطعات این گنجینه برای همیشه ناپدید شدند، اما سرنوشت برخی از آن‌ها بسیار جالب است. بخش‌هایی از جواهرات، از جمله الماس ریجنت (Regent)، در نهایت پیدا و به مجموعه بازگردانده شد.

اما مشهورترین قطعه دزدیده شده، الماس عظیم و آبی‌رنگی به نام «آبی فرانسوی» (French Blue) بود. این الماس برای سال‌ها ناپدید شد تا اینکه حدود ۲۰ سال بعد، الماسی با مشخصات بسیار مشابه اما با برشی متفاوت در لندن ظاهر شد. امروزه همه معتقدند که این الماس همان «آبی فرانسوی» است که پس از سرقت دوباره تراشیده شده و اکنون با نام الماس امید (Hope Diamond) شناخته می‌شود و در موزه اسمیتسونین نگهداری می‌شود. این سرقت، بخش مهمی از تاریخ و میراث فرانسه را برای همیشه از لوور جدا کرد.

دزدی‌های کوچک اما پرشمار؛ آسیب‌پذیری همیشگی موزه لوور

علاوه بر این دو سرقت بزرگ، موزه لوور در طول تاریخ خود شاهد دزدی‌های کوچک‌تری نیز بوده است که هر کدام به نوبه خود ضعف‌های امنیتی را آشکار کرده‌اند. این حوادث نشان می‌دهند که حفاظت از میلیون‌ها اثر هنری، یک چالش دائمی است.

ناپدید شدن سکه طلای روم باستان

یکی از نمونه‌های اخیر، سرقت یک سکه سولیدوس طلایی متعلق به قرن پنجم روم باستان است. این سکه کوچک اما بسیار ارزشمند، احتمالاً توسط یک بازدیدکننده از محفظه خود خارج شده و به سرقت رفته است. با وجود ابعاد کوچک، این سرقت نشان داد که حتی در دوران مدرن نیز فرصت‌طلبان می‌توانند از لحظات غفلت استفاده کنند. این حادثه ثابت کرد که حتی با وجود سیستم‌های پیشرفته مانند دوربین‌های مداربسته و فناوری‌های امنیتی مدرن، هوشیاری دائمی و حفاظت فیزیکی همچنان ضروری است.

درس‌هایی از سرقت‌های سریالی اشتفان برایتوایزر

هرچند تمام سرقت‌های اشتفان برایتوایزر از لوور نبود، اما او نمونه‌ای ترسناک از یک نوع سارق هنری است که موزه‌ها را تهدید می‌کند. برایتوایزر، که به «سارق هنری مؤدب» مشهور بود، بین سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۱ بیش از ۲۳۹ اثر هنری را از ۱۷۲ موزه در سراسر اروپا دزدید.

روش او ساده بود: در ساعات بازدید عمومی وارد موزه می‌شد، آثار کوچک را از دیوار یا ویترین برمی‌داشت و در کوله‌پشتی یا زیر کتش پنهان می‌کرد. انگیزه او پول نبود، بلکه عشق بیمارگونه به جمع‌آوری آثار هنری برای کلکسیون شخصی‌اش بود. این نوع سرقت‌های هنری نشان می‌دهد که تهدید همیشه از جانب گروه‌های سازمان‌یافته نیست و گاهی یک فرد به تنهایی می‌تواند خسارات جبران‌ناپذیری به بار آورد.

لوور امروز؛ قلعه‌ای تسخیرناپذیرتر از همیشه؟

سرقت‌های تاریخی، به ویژه دزدیده شدن مونالیزا، درس‌های سختی به موزه لوور و دیگر نهادهای فرهنگی دادند. امروزه، لوور با لایه‌های متعدد امنیتی، هزاران دوربین، سنسورهای حرکتی و فشاری و ارتشی از نگهبانان محافظت می‌شود. امنیت موزه لوور در حال حاضر در بالاترین سطح ممکن قرار دارد.

با این حال، تاریخ به ما می‌آموزد که هیچ سیستمی کاملاً بی‌نقص نیست. داستان‌های سرقت از موزه لوور یادآوری می‌کنند که ارزش این گنجینه‌ها نه تنها در زیبایی آن‌ها، بلکه در تاریخ پرفراز و نشیبی است که پشت سر گذاشته‌اند؛ تاریخی که گاهی شامل ناپدید شدن و بازگشتی معجزه‌آسا بوده است. این حوادث بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت این آثار شده‌اند و به ما یادآوری می‌کنند که حفاظت از میراث فرهنگی بشریت، یک مسئولیت بی‌پایان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با ما

با ما تماس بگیرید یا فرم زیر را پر کنید تا با شما تماس بگیریم. ما تلاش می کنیم در 24 روز در روزهای کاری به تمام سوالات پاسخ دهیم.





    X