ماجرای شکایت از روبلاکس بهخاطر مرگ کارمند جوان
در دنیای پر زرق و برق شرکتهای بزرگ تکنولوژی، خبری تکاندهنده توجهها را به سمت پلتفرم محبوب روبلاکس جلب کرده است. یک شکایت حقوقی سنگین بهخاطر مرگ کارمند جوان این شرکت، پرده از واقعیتی تلخ برداشته که میتواند آیندهی فرهنگ کاری در سیلیکونولی را به چالش بکشد. خانواده یک مهندس نرمافزار ۲۶ ساله ادعا میکنند که فشار کاری طاقتفرسا و فرهنگ کاری فشرده در روبلاکس مستقیماً باعث مرگ فرزندشان شده است. این پرونده فراتر از یک دعوای حقوقی ساده، زنگ خطری جدی برای کل صنعت فناوری و بهخصوص غولهای دنیای بازی است.
این ماجرا تنها یک داستان غمانگیز نیست، بلکه بازتابی از یک مشکل سیستماتیک است که سالهاست در راهروهای شرکتهای بزرگ فناوری و بازیسازی نادیده گرفته میشود. حالا، با این شکایت از روبلاکس، این مشکل به کانون توجهات آمده و ممکن است پیامدهای گستردهای برای مدیران و کارمندان این حوزه داشته باشد.
جزئیات تکاندهنده از پرونده شکایت علیه روبلاکس
بر اساس اسناد دادگاه، خانواده «بروس جی»، مهندس نرمافزار ۲۶ ساله و سرپرست تیم «موفقیت تولیدکنندگان محتوا» (Creator Success)، شرکت روبلاکس را متهم به مرگ ناحق (Wrongful Death) کردهاند. این شکایت که در دادگاه عالی شهرستان سن ماتئو ثبت شده، ادعا میکند که شرایط کاری تحمیلشده بر این کارمند جوان، چیزی جز استثمار بیرحمانه نبوده است.
بروس در جولای ۲۰۲۲ به طرز غمانگیزی درگذشت و خانوادهاش معتقدند که این مرگ ناگهانی، نتیجه مستقیم فشار کاری غیرانسانی و استرس شدیدی بود که از سوی مدیران روبلاکس به او وارد میشد. آنها در شکایت خود تصویری هولناک از محیط کاری این شرکت ترسیم کردهاند که در آن، سلامت کارمندان در اولویت آخر قرار دارد.
فرهنگ کاری فشرده یا “کرانچ” در روبلاکس: عامل اصلی مرگ؟
مفهومی به نام «فرهنگ کرانچ» (Crunch Culture) سالهاست که با صنعت بازیسازی گره خورده است. این فرهنگ به دورههای زمانی اطلاق میشود که در آن کارمندان مجبورند برای رسیدن به یک ضربالاجل مهم، ساعتهای بسیار طولانی و حتی در روزهای تعطیل کار کنند. شواهد ارائهشده در شکایت از روبلاکس نشان میدهد که این فرهنگ در این شرکت به یک رویه عادی تبدیل شده بود.
بر اساس ادعای خانواده بروس، او مجبور بود روزانه بین ۱۲ تا ۱۶ ساعت کار کند و این روند گاهی به ۷ روز هفته نیز کشیده میشد. این فشار شدید، بهخصوص در آستانه کنفرانس سالانه توسعهدهندگان روبلاکس (RDC)، به اوج خود رسیده بود.
ساعتهای کاری بیوقفه و فشار بیپایان
در متن شکایت آمده است که مدیران روبلاکس از بروس و تیمش انتظار داشتند تا ویژگیهای جدید و پیچیدهای را برای رویداد RDC آماده کنند. این انتظارات غیرواقعبینانه، او را در یک چرخه بیپایان از کار، استرس و بیخوابی گرفتار کرده بود. خانوادهاش میگویند که او دیگر زمانی برای استراحت، تفریح یا حتی رسیدگی به سلامت خود نداشت و تمام زندگیاش در کار خلاصه شده بود.
این ساعت کاری طولانی و فشار مداوم، بهمرور زمان تأثیرات ویرانگر خود را بر سلامت جسمی و روحی او گذاشت. این پرونده تأکید دارد که شرکت روبلاکس از این شرایط کاملاً آگاه بود اما هیچ اقدامی برای بهبود آن انجام نداد.
نادیده گرفتن علائم هشداردهنده از سوی مدیران
یکی از تکاندهندهترین بخشهای این شکایت، به نادیده گرفتن علائم خطر توسط مدیران روبلاکس اشاره دارد. خانواده بروس شهادت دادهاند که او بارها در مورد حجم کاری زیاد، خستگی مفرط و فرسودگی شغلی (Burnout) با مدیرانش صحبت کرده بود، اما این شکایتها یا نادیده گرفته شدند یا با پاسخهای بیاهمیت روبرو شدند.
آنها توصیف میکنند که فرزندشان در ماههای پایانی زندگیاش شبیه به یک «زامبی» شده بود. او از درد قفسه سینه، تنگی نفس و خستگی شدید شکایت داشت؛ علائمی که میتوانستند هشدارهای جدی برای یک فاجعه قریبالوقوع باشند. با این حال، به نظر میرسد در فرهنگ نتیجهمحور روبلاکس، این هشدارها جایی برای شنیده شدن نداشتند.
بررسی ابعاد حقوقی شکایت مرگ ناحق از روبلاکس
شکایت «مرگ ناحق» یک اتهام حقوقی بسیار جدی است. در چنین پروندههایی، شاکیان باید ثابت کنند که سهلانگاری یا اقدامات نادرست متهم، مستقیماً به مرگ فرد منجر شده است. در مورد پرونده روبلاکس، وکلای خانواده بروس باید بتوانند ارتباطی مستقیم و قابل اثبات بین فرهنگ کاری فشرده و مرگ ناگهانی او برقرار کنند.
اثبات این موضوع در دادگاه کار سادهای نیست، زیرا عوامل متعددی میتوانند در سلامت یک فرد تأثیرگذار باشند. با این حال، اگر تیم حقوقی بتواند با استفاده از ایمیلها، پیامها و شهادت همکاران نشان دهد که مدیران روبلاکس از وضعیت بحرانی کارمند خود آگاه بوده و آگاهانه او را تحت فشار قرار دادهاند، شانس موفقیت آنها به میزان قابل توجهی افزایش مییابد.
این پرونده میتواند یک رویه قضایی جدید ایجاد کند و مسئولیت شرکتها در قبال سلامت روان و جسم کارمندانشان را بازتعریف نماید.

پیامدهای این پرونده برای صنعت بازی و تکنولوژی
فارغ از نتیجه نهایی دادگاه، نفسِ این شکایت از روبلاکس موجی از نگرانی را در سراسر صنعت فناوری و بازیسازی ایجاد کرده است. فرهنگ کرانچ یک راز پنهان نیست و سالهاست که گزارشهای متعددی از شرایط کاری طاقتفرسا در شرکتهای بزرگ منتشر میشود.
اما این پرونده، بحث را از «شرایط کاری سخت» به «عامل مرگ» ارتقا داده است. این امر میتواند شرکتهای دیگر را وادار کند تا در سیاستهای خود در قبال مدیریت پروژه و سلامت کارمندان تجدیدنظر جدی کنند. این مسئله فقط به روبلاکس محدود نمیشود و به یک چالش بزرگتر به نام سلامت روان در محیط کار اشاره دارد که نیازمند توجه فوری است.
اگر دادگاه به نفع خانواده بروس رأی دهد، شرکتها دیگر نمیتوانند به سادگی سلامت کارمندان خود را فدای ضربالاجلهای تجاری کنند و باید پاسخگوی عواقب اقدامات خود باشند.
آینده روبلاکس پس از این اتهام سنگین
برای روبلاکس، این شکایت یک بحران بزرگ در روابط عمومی و برند کارفرمایی است. این شرکت که پلتفرم خود را مکانی برای خلاقیت و سرگرمی معرفی میکند، حالا با اتهامی روبروست که تصویری کاملاً متضاد از محیط داخلی آن به نمایش میگذارد: یک محیط کاری سمی که جان کارمند جوان خود را گرفته است.
این اتهامات میتواند تأثیر منفی بر توانایی روبلاکس برای جذب و نگهداری استعدادهای برتر در آینده بگذارد. در بازار کار رقابتی امروز، مهندسان و توسعهدهندگان به طور فزایندهای به دنبال شرکتهایی با فرهنگ کاری سالم و متعادل هستند. این پرونده، نام روبلاکس را در لیست سیاه بسیاری از این افراد قرار خواهد داد.
تا این لحظه، شرکت روبلاکس هنوز بیانیه رسمی و عمومی در پاسخ به این اتهامات منتشر نکرده است. سکوت آنها در این مورد میتواند به گمانهزنیها دامن بزند و این بحران را تشدید کند. در نهایت، ماجرای شکایت از روبلاکس بهخاطر مرگ کارمند جوان، یک تراژدی انسانی است که میتواند به نقطه عطفی برای اصلاحات گسترده در فرهنگ کاری دنیای فناوری تبدیل شود.