فروپاشی دنبالهدار اطلس؛ راز جرم مرموز میانستارهای
در دنیای بیکران نجوم، هر از گاهی پدیدههایی رخ میدهند که تمام معادلات را بر هم میزنند. داستان فروپاشی دنبالهدار اطلس یکی از همین ماجراهای شگفتانگیز است. دنبالهداری که قرار بود به یکی از درخشانترین اجرام آسمان شب تبدیل شود، ناگهان در مقابل چشمان ما متلاشی شد و معمایی بزرگ را پیش روی دانشمندان قرار داد. اما این پایان داستان نبود؛ بلکه آغازی بود برای یک فرضیه جسورانه: آیا اطلس تکهای از یک جرم مرموز میانستارهای باستانی بود که هزاران سال پیش به منظومه شمسی ما سفر کرده بود؟ این سوال، دیدگاه ما را نسبت به مهمانان فضایی برای همیشه تغییر داد.
دنبالهدار اطلس: از ظهور تا افول یک ستاره آسمانی
در اواخر سال ۲۰۱۹، تلسکوپهای سیستم هشدار اولیه برخورد سیارک با زمین (ATLAS) در هاوایی، جرمی کمنور و یخزده را در اعماق فضا کشف کردند. این جرم که بعدها C/2019 Y4 (ATLAS) نام گرفت، در ابتدا توجه زیادی را به خود جلب نکرد. اما با گذشت زمان، داستان تغییر کرد. اطلس با سرعتی باورنکردنی شروع به درخشانتر شدن کرد، سرعتی که حتی از پیشبینیهای خوشبینانه نیز فراتر میرفت.
منجمان آماتور و حرفهای در سراسر جهان هیجانزده بودند. محاسبات نشان میداد که اگر این روند ادامه پیدا کند، دنبالهدار اطلس در بهار ۲۰۲۰ به جرمی درخشان در آسمان تبدیل خواهد شد که حتی با چشم غیرمسلح نیز قابل رؤیت است. برخی آن را «دنبالهدار بزرگ قرن» مینامیدند و خود را برای تماشای یک نمایش آسمانی بینظیر آماده میکردند. اما فضا همیشه پر از شگفتی است.
تغییری ناگهانی در رفتار اطلس
درست زمانی که همه منتظر رسیدن اطلس به اوج درخشش خود بودند، اتفاقی غیرمنتظره رخ داد. در اواخر ماه مارس ۲۰۲۰، دنبالهدار ناگهان از درخشانتر شدن باز ایستاد و سپس به سرعت شروع به کمنور شدن کرد. این رفتار عجیب، زنگ خطری برای ستارهشناسان بود. آیا هسته این دنبالهدار در حال متلاشی شدن بود؟
مشاهدات بعدی این شک را به یقین تبدیل کرد. تصاویر دقیق نشان میداد که هسته یکپارچه دنبالهدار اطلس به چندین قطعه کوچکتر تقسیم شده است. نمایش بزرگ آسمانی لغو شده بود و جای خود را به یک معمای کیهانی داده بود: چرا اطلس فروپاشید؟
راز فروپاشی دنبالهدار اطلس چه بود؟
برای درک بهتر این پدیده، تلسکوپهای قدرتمندی مانند تلسکوپ فضایی هابل به سمت بقایای اطلس نشانه رفتند. هابل توانست تصاویر خیرهکنندهای از این فروپاشی ثبت کند. این تصاویر نشان داد که دنبالهدار به دهها قطعه کوچک و بزرگ تقسیم شده بود که مانند یک رشته مروارید در فضا پراکنده شده بودند. برخی از این قطعات تنها به اندازه یک خانه بودند و برای چند روز پایدار ماندند، اما برخی دیگر به سرعت به غبار تبدیل شدند.
فروپاشی دنبالهدارها پدیده نادری نیست. بسیاری از آنها وقتی به خورشید نزدیک میشوند، به دلیل گرمای شدید و فشار تابشی، ساختار ضعیف و یخی خود را از دست میدهند و متلاشی میشوند. اما فروپاشی دنبالهدار اطلس ویژگیهای منحصربهفردی داشت. این فروپاشی در فاصله بسیار دوری از خورشید (حدود ۱۵۰ میلیون کیلومتر) رخ داد؛ جایی که گرمای خورشید آنقدر زیاد نبود که بتواند به تنهایی دلیل این رویداد باشد. این موضوع دانشمندان را به فکر فرو برد که شاید دلیل عمیقتری برای این مرگ زودهنگام وجود داشته باشد.
مشاهدات تلسکوپ هابل؛ نگاهی نزدیک به فاجعه
تیمهای تحقیقاتی با استفاده از دادههای هابل، توانستند سرعت و نحوه جدا شدن قطعات را تحلیل کنند. آنها دریافتند که تکههای مختلف با سرعتهای متفاوتی در حال دور شدن از یکدیگر بودند و این فرآیند در طول چند روز اتفاق افتاده بود، نه به صورت یک انفجار ناگهانی. این مشاهدات دقیق، قطعات پازلی را فراهم کرد که در نهایت به یک فرضیه انقلابی منجر شد؛ فرضیهای که اطلس را به یک جرم مرموز میانستارهای مرتبط میکرد.
یک فرضیه جدید: آیا اطلس تکهای از یک مهمان میانستارهای بود؟
یک منجم به نام کوانژی یه (Quanzhi Ye) از دانشگاه مریلند، با بررسی دقیق مدار حرکت اطلس، به کشف شگفتانگیزی رسید. او متوجه شد که مدار این دنبالهدار شباهت بسیار زیادی به مدار دنبالهدار دیگری دارد که در سال ۱۸۴۴ مشاهده شده بود (C/1844 Y1). این دو دنبالهدار مانند دو خواهر یا برادر گمشده بودند که در مسیر یکسانی در فضا حرکت میکردند.
این شباهت نمیتوانست تصادفی باشد. فرضیه این بود: هر دوی این دنبالهدارها، قطعاتی از یک جرم مادر بسیار بزرگتر هستند. اما این جرم مادر از کجا آمده بود؟ محاسبات نشان داد که این جرم والد، یک دنبالهدار دورهبلند بوده که حدود ۵۰۰۰ سال پیش، در سفر قبلی خود به نزدیکی خورشید، متلاشی شده است.
شواهد این ادعای بزرگ چیست؟
نقطه کلیدی این فرضیه، ماهیت آن جرم مادر است. طبق مدلسازیهای کامپیوتری، این جرم باستانی احتمالاً از فضای میانستارهای وارد منظومه شمسی ما شده بود. به عبارت دیگر، این جرم در اطراف ستاره دیگری متولد شده و پس از سفری طولانی در کهکشان، توسط گرانش خورشید ما به دام افتاده است.
این نظریه توضیح میدهد که چرا ساختار دنبالهدار اطلس اینقدر ضعیف و شکننده بود. اگر این جرم در محیطی متفاوت از منظومه شمسی ما شکل گرفته باشد، ممکن است ترکیبات و ساختار متفاوتی داشته باشد که آن را در برابر گرمای خورشید ما آسیبپذیرتر میکند. این就像 یک قطعه یخ ساخته شده در دمای منفی ۲۰۰ درجه را ناگهان در یک محیط گرمتر قرار دهیم؛ به سرعت ترک برداشته و متلاشی میشود.
بنابراین، فروپاشی دنبالهدار اطلس دیگر یک اتفاق عجیب و غریب نبود، بلکه سرنخی از یک گذشته بسیار دور و مرموز بود. این دنبالهدار در واقع یک کپسول زمان از یک منظومه ستارهای دیگر بود که پیام خود را با متلاشی شدن به ما رساند.
چرا این کشف درباره جرم مرموز میانستارهای اهمیت دارد؟
تا پیش از این، ما تنها دو بازدیدکننده تأیید شده از فضای میانستارهای را میشناختیم: سیارک سیگاری شکل اوموآموآ (‘Oumuamua) و دنبالهدار بوریسوف (Borisov). کشف این دو جرم، پنجره جدیدی را به روی مطالعه اجرام خارج از منظومه شمسی باز کرد. اما داستان اطلس یک لایه جدید به این پازل اضافه میکند.
این فرضیه نشان میدهد که ممکن است تعداد زیادی از قطعات اجرام میانستارهای در منظومه شمسی ما پنهان شده باشند و ما آنها را با دنبالهدارهای معمولی که از ابر اورت (منبع دنبالهدارهای منظومه شمسی) میآیند، اشتباه گرفتهایم. این اجرام ممکن است هزاران سال پیش وارد منظومه شمسی شده و در مدارهای طولانی به دور خورشید در حال چرخش باشند. پیشرفت روزافزون در فناوریهای فضایی و تلسکوپهای جدید به ما کمک میکند تا این مهمانان پنهان را شناسایی کنیم.
اطلس، اوموآموآ و بوریسوف: قطعات یک پازل بزرگتر
داستان اطلس با اوموآموآ و بوریسوف تفاوت دارد. آن دو جرم، مسافرانی در حال عبور بودند که تنها یک بار از کنار ما رد شدند و برای همیشه منظومه شمسی را ترک کردند. اما اطلس و جرم مادر آن، مهمانانی بودند که تصمیم گرفتند بمانند. آنها توسط گرانش خورشید به دام افتاده و به بخشی از خانواده منظومه شمسی ما تبدیل شدهاند، هرچند اصالتشان به ستارهای دیگر بازمیگردد.
این کشف به ما میگوید که منظومه شمسی ما آنقدرها هم که فکر میکردیم ایزوله نیست. ما دائماً در حال تبادل مواد با کهکشان هستیم و مطالعه این اجرام مرموز میانستارهای میتواند اطلاعات بینظیری درباره نحوه شکلگیری منظومههای دیگر در اختیار ما قرار دهد.
آینده پژوهشها و گامهای بعدی
اکنون که این فرضیه مطرح شده، کار اصلی دانشمندان آغاز شده است. آنها به دنبال یافتن دیگر «خواهر و برادرهای» دنبالهدار اطلس هستند؛ قطعات دیگری از همان جرم مادر که ممکن است در مدارهای مشابهی در حال حرکت باشند. اگر بتوانند قطعه دیگری را پیدا کنند، این فرضیه به شدت تقویت خواهد شد.
تلسکوپهای نسل جدید مانند رصدخانه ورا روبین (Vera C. Rubin) که بهزودی فعالیت خود را آغاز میکند، نقشی کلیدی در این جستجو خواهند داشت. این تلسکوپها با قدرت بیسابقه خود میتوانند آسمان را برای یافتن اجرام کمنور و دوردست اسکن کرده و دنبالهدارهایی با منشأ میانستارهای را شناسایی کنند.
داستان فروپاشی دنبالهدار اطلس از یک ناامیدی برای رصدگران آسمان شب، به یک فرصت طلایی برای دانشمندان تبدیل شد. این جرم شکننده و یخی، که در نهایت نتوانست به یک نمایش بزرگ تبدیل شود، درسی بسیار مهمتر به ما آموخت: آسمان پر از رازهایی است که منتظرند تا کشف شوند و گاهی اوقات، بزرگترین اکتشافات از دل غیرمنتظرهترین رویدادها بیرون میآیند. اطلس شاید مرده باشد، اما میراث آن به ما کمک میکند تا داستان سفر کیهانی خود و ارتباطمان با کل کهکشان را بهتر درک کنیم.