“`html
پیشنهاد جدید ترامپ برای بورس: گزارش مالی نیمسالانه شود
دنیای بورس و سرمایهگذاری با یک سنت دیرینه گره خورده است: گزارشهای مالی فصلی. هر سه ماه یکبار، شرکتهای بزرگ سهامی عام موظفاند کارنامه عملکرد خود را منتشر کنند و به سرمایهگذاران بگویند در ۹۰ روز گذشته چه کردهاند. اما دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا، با یک پیشنهاد جنجالی به دنبال ایجاد زلزلهای در این سنت وال استریت است. ایده اصلی او ساده اما بنیادین است: چرا شرکتها به جای هر سه ماه، هر شش ماه یکبار گزارش مالی ندهند؟ این پیشنهاد برای گزارش مالی نیمسالانه شدن شرکتها، بحث داغی را میان غولهای اقتصادی و تحلیلگران به راه انداخته و میتواند آینده شفافیت و استراتژی در بازارهای مالی را برای همیشه تغییر دهد.
ریشههای پیشنهاد ترامپ کجاست؟ چرا گزارش مالی نیمسالانه؟
این ایده اولین بار از طریق یک توئیت از سوی دونالد ترامپ مطرح شد. او اعلام کرد که پس از گفتگو با مدیران برجسته برخی از بزرگترین شرکتهای جهان، به این نتیجه رسیده است که سیستم گزارشدهی فصلی (Quarterly) فشار زیادی بر کسبوکارها وارد میکند. به گفته او، این فشار باعث میشود مدیران به جای تمرکز بر استراتژیهای بلندمدت و رشد پایدار، تمام انرژی خود را صرف برآورده کردن انتظارات کوتاهمدت تحلیلگران و سرمایهگذاران کنند.
ترامپ در صحبتهای خود به طور مشخص به گفتگویی با ایندرا نویی (Indra Nooyi)، مدیرعامل وقت پپسیکو (PepsiCo)، اشاره کرد. ظاهراً مدیران بزرگ اقتصادی به او گفتهاند که تغییر این چرخه به گزارش مالی نیمسالانه (Semi-Annual) میتواند مزایای قابل توجهی داشته باشد. این تغییر به شرکتها اجازه میدهد تا با انعطافپذیری بیشتری عمل کنند، هزینههای مربوط به آمادهسازی و حسابرسی گزارشهای متعدد را کاهش دهند و مهمتر از همه، فرهنگ “کوتاهمدتنگری” را که بر وال استریت حاکم است، تضعیف کنند.
هدف اصلی این طرح، تشویق شرکتها به سرمایهگذاری در پروژههای تحقیق و توسعه (R&D) و برنامههایی است که شاید در سه ماه به نتیجه نرسند، اما در افق چندساله، ارزش فوقالعادهای برای سهامداران خلق میکنند.
موافقان و مخالفان این ایده جنجالی چه میگویند؟
مانند هر تغییر بزرگی در دنیای اقتصاد، ایده گزارشدهی ششماهه نیز با موجی از واکنشهای مثبت و منفی روبهرو شده است. این پیشنهاد در واقع یک شمشیر دولبه است که یک طرف آن به نفع شرکتها و طرف دیگر آن به ضرر شفافیت برای سرمایهگذاران است.
مزایای گزارش مالی نیمسالانه از دیدگاه حامیان
حامیان این طرح معتقدند که سیستم فعلی، مدیران عامل را به گروگان تحلیلگران بازار تبدیل کرده است. بسیاری از مدیران برای اینکه فقط چند سنت سود هر سهم (EPS) را بالاتر از پیشبینیها اعلام کنند، ممکن است تصمیمات مخربی بگیرند؛ تصمیماتی مانند به تعویق انداختن یک پروژه تحقیقاتی حیاتی یا کاهش بودجه بازاریابی برای یک محصول جدید.
- تمرکز بر ارزشآفرینی بلندمدت: با حذف فشار فصلی، مدیران میتوانند با خیالی آسودهتر برای آینده شرکت برنامهریزی کنند. آنها دیگر مجبور نیستند برای خوشحال کردن بازار در کوتاهمدت، از سرمایهگذاریهای استراتژیک چشمپوشی کنند.
- کاهش هزینهها: تهیه گزارشهای مالی فصلی فرآیندی پیچیده، زمانبر و پرهزینه است. نیاز به حسابرسیهای مکرر، جلسات هیئتمدیره و آمادهسازی اسناد، بار مالی و اداری سنگینی را بر دوش شرکتها میگذارد. نیمسالانه شدن این فرآیند میتواند به صرفهجویی قابل توجهی منجر شود.
- همسویی با بزرگان سرمایهگذاری: چهرههای شاخصی مانند وارن بافت، سرمایهگذار افسانهای، و جیمی دایمن، مدیرعامل جیپی مورگان چیس، نیز پیش از این از تضعیف فرهنگ گزارشدهی فصلی حمایت کرده بودند. آنها معتقدند که ارائه “پیشبینی سود فصلی” (Quarterly Guidance) باید متوقف شود تا تمرکز از روی نوسانات کوتاهمدت برداشته شود. هرچند پیشنهاد آنها دقیقاً با ایده ترامپ یکی نیست، اما روح کلی آن یکسان است: فاصله گرفتن از کوتاهمدتنگری.
معایب و نگرانیها: چرا شفافیت بازار در خطر است؟
در طرف دیگر ماجرا، منتقدان نگرانیهای جدی و قابل تاملی را مطرح میکنند. به عقیده آنها، کاهش تعداد گزارشها به معنای کاهش شفافیت است و این میتواند به ضرر سرمایهگذاران، به خصوص سرمایهگذاران خرد، تمام شود.
- کاهش شفافیت برای سرمایهگذاران: گزارشهای فصلی مانند یک چکاپ منظم برای سلامت مالی یک شرکت هستند. اگر این چکاپها به جای هر سه ماه، هر شش ماه یکبار انجام شوند، سرمایهگذاران برای مدت طولانیتری در بیخبری به سر خواهند برد. این فاصله زمانی طولانی میتواند مشکلات شرکت را برای ماهها پنهان نگه دارد.
- افزایش نوسانات شدید بازار: وقتی اطلاعات کمتری در بازار وجود داشته باشد، هر خبر جدیدی میتواند مانند یک بمب عمل کند. با سیستم نیمسالانه، ممکن است خبرهای خوب یا بد برای شش ماه انباشته شوند و با انتشار گزارش، یکباره شاهد نوسانات شدیدتر و غیرقابل پیشبینی در قیمت سهام باشیم.
- فرصت بیشتر برای پنهانکاری: برخی نگرانند که این سیستم به مدیران فرصت بیشتری برای پنهان کردن مشکلات و دستکاری صورتهای مالی بدهد. هرچه فاصله بین گزارشها بیشتر باشد، ردیابی عملکرد واقعی شرکت دشوارتر میشود. این تغییر میتواند استراتژیهای مدیریتی و نحوه اداره یک کسب و کار را به کلی دگرگون کرده و ریسکهای جدیدی ایجاد کند.
آیا این ایده فقط در ذهن ترامپ است؟ نگاهی به بازارهای جهانی
شاید در نگاه اول، پیشنهاد ترامپ بسیار رادیکال به نظر برسد، اما واقعیت این است که آمریکا در زمینه گزارشدهی فصلی در جهان تقریباً تنهاست. بسیاری از بازارهای مالی بزرگ دنیا پیش از این به سمت گزارشدهی نیمسالانه حرکت کردهاند. اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۵ و بریتانیا در سال ۲۰۱۴، الزامات مربوط به گزارشدهی فصلی را برای کاهش بار مالی بر شرکتها حذف کردند و اکنون اکثر شرکتهای اروپایی تنها دو بار در سال گزارش جامع مالی منتشر میکنند.
این تجربه جهانی نشان میدهد که حرکت به سمت گزارش مالی نیمسالانه امری غیرممکن یا بیسابقه نیست. حامیان طرح ترامپ به همین موضوع استناد میکنند و میگویند اگر این سیستم در اروپا و بریتانیا موفق بوده، چرا در آمریکا نتواند موفق باشد؟ البته منتقدان پاسخ میدهند که ساختار بازار سرمایه آمریکا و انتظارات سرمایهگذاران آن با اروپا متفاوت است و نمیتوان این دو را به سادگی با هم مقایسه کرد.
دستور به SEC و گامهای بعدی: آیا این تغییر عملی خواهد شد؟
پیشنهاد ترامپ تنها در حد یک توئیت باقی نماند. او به طور رسمی از کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC)، که نهاد ناظر بر بازارهای مالی این کشور است، خواست تا این موضوع را به طور جدی بررسی کند. SEC مسئول تدوین و اجرای قوانینی است که شرکتهای سهامی عام باید از آنها پیروی کنند و هرگونه تغییری در چرخه گزارشدهی باید از فیلتر این نهاد قدرتمند عبور کند.
این فرآیند ساده نخواهد بود. SEC باید مطالعات گستردهای در مورد تأثیرات احتمالی این تغییر بر شفافیت بازار، رفتار سرمایهگذاران، هزینههای شرکتها و ثبات کلی اقتصاد انجام دهد. این کمیسیون نظرات همه ذینفعان، از جمله مدیران شرکتها، سرمایهگذاران نهادی، تحلیلگران مالی و سرمایهگذاران خرد را جویا خواهد شد. در نهایت، هر تصمیمی که گرفته شود، یکی از بزرگترین تغییرات در قوانین وال استریت در دهههای اخیر خواهد بود و میتواند مدل کسبوکار بسیاری از تحلیلگران و صندوقهای سرمایهگذاری را که بر پایه تحلیل دادههای فصلی بنا شده است، متحول کند.
جمعبندی: نبرد بین نگاه کوتاهمدت و استراتژی بلندمدت
پیشنهاد دونالد ترامپ برای نیمسالانه شدن گزارشهای مالی، در قلب یکی از قدیمیترین بحثهای دنیای سرمایهداری قرار دارد: تضاد بین کسب سود فوری و خلق ارزش پایدار. از یک سو، حامیان این طرح معتقدند که این تغییر میتواند شرکتها را از “استبداد کوتاهمدتنگری” آزاد کند و آنها را به سمت نوآوری و رشد بلندمدت سوق دهد. از سوی دیگر، منتقدان هشدار میدهند که این کار به قیمت کاهش شفافیت و افزایش ریسک برای سرمایهگذارانی تمام میشود که برای تصمیمگیری به دادههای بهروز و منظم نیاز دارند.
هنوز مشخص نیست که آیا این پیشنهاد در نهایت به قانون تبدیل خواهد شد یا خیر، اما مطرح شدن آن به خودی خود بحث مهمی را در مورد هدف واقعی یک شرکت سهامی عام و مسئولیت آن در قبال سهامدارانش زنده کرده است. آیا هدف نهایی، برآورده کردن انتظارات فصلی است یا ساختن یک کسبوکار قدرتمند و پایدار برای دهههای آینده؟ پاسخ به این سوال، آینده وال استریت و شاید کل اقتصاد جهانی را شکل خواهد داد.
“`