مرگ اولین بیمار پیوند کلیه خوک؛ علت چه بود؟

“`html

مرگ اولین بیمار پیوند کلیه خوک؛ علت چه بود؟

دنیای پزشکی با خبری تکان‌دهنده روبه‌رو شد؛ مرگ اولین انسانی که کلیه خوک با تغییرات ژنتیکی را دریافت کرده بود. این اتفاق، موجی از سوالات را به همراه داشت. آیا این پایان راه برای پیوند کلیه خوک است؟ آیا این فناوری نوین شکست خورده؟ خبر مرگ ریچارد اسلیمن، مرد ۶۲ ساله‌ای که با شجاعت پذیرفت تا اولین دریافت‌کننده این عضو باشد، کمتر از دو ماه پس از عمل جراحی تاریخی‌اش منتشر شد. این رویداد که زمانی نماد امید برای هزاران بیمار در لیست انتظار پیوند بود، اکنون به موضوعی برای تحلیل و بررسی دقیق تبدیل شده است. همه می‌خواهند بدانند علت اصلی این اتفاق تلخ چه بود و آینده پیوند اعضا از حیوان به انسان به کدام سو خواهد رفت.

داستان ریچارد اسلیمن: مردی که تاریخ‌ساز شد

برای درک اهمیت این ماجرا، ابتدا باید با قهرمان آن، ریچارد «ریک» اسلیمن آشنا شویم. او یک مرد ۶۲ ساله اهل ماساچوست بود که سال‌ها با بیماری کلیوی مرحله نهایی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. زندگی او به دستگاه دیالیز گره خورده بود و رنج و سختی‌های این فرآیند را به‌خوبی می‌شناخت.

اسلیمن در سال ۲۰۱۸ یک کلیه انسانی دریافت کرده بود، اما متأسفانه پس از حدود پنج سال، آن کلیه نیز دچار نارسایی شد و او دوباره به دیالیز بازگشت. وضعیت سلامتی او به نقطه‌ای رسیده بود که دیگر گزینه‌های درمانی چندانی پیش رو نداشت. پزشکان به او اطلاع دادند که انتظار برای یک کلیه انسانی دیگر ممکن است سال‌ها طول بکشد؛ زمانی که شاید او در اختیار نداشت.

درست در همین نقطه بود که یک پیشنهاد انقلابی مطرح شد: پیوند کلیه خوک که به‌صورت ژنتیکی برای بدن انسان اصلاح شده بود. اسلیمن با شجاعتی ستودنی این ریسک را پذیرفت. او نه فقط برای نجات جان خودش، بلکه برای گشودن دریچه‌ای از امید برای میلیون‌ها بیمار دیگر در سراسر جهان، داوطلب این عمل جراحی پیشگامانه شد. او می‌دانست که در حال قدم گذاشتن در مسیری ناشناخته است، اما امیدش به علم و آینده پزشکی بر ترس‌هایش غلبه کرد.

جزئیات عمل پیوند کلیه خوک: یک شاهکار مهندسی ژنتیک

پیوند عضو از یک گونه به گونه دیگر، که با نام علمی «زنotransplantation» شناخته می‌شود، دهه‌هاست که رویای دانشمندان بوده است. بزرگ‌ترین مانع در این مسیر، سیستم ایمنی بدن انسان است که به‌شدت هر عضو خارجی را پس می‌زند. اما پیشرفت‌های چشمگیر در حوزه مهندسی ژنتیک، این رویا را به واقعیت نزدیک‌تر کرد.

چرا کلیه خوک؟ و چالش‌های آن

شاید بپرسید چرا از میان تمام حیوانات، خوک برای این کار انتخاب شده است. دلیل اصلی، شباهت‌های زیاد آناتومیک و فیزیولوژیک اعضای داخلی خوک به انسان است. اندازه کلیه‌ها، ساختار عروقی و عملکرد کلی آن‌ها بسیار به کلیه‌های انسانی نزدیک است. این شباهت، عمل جراحی را از نظر فنی امکان‌پذیرتر می‌کند.

با این حال، چالش اصلی همان‌طور که گفته شد، پس زدن فوق حاد توسط سیستم ایمنی است. بدن انسان مولکول‌های قندی موجود در سطح سلول‌های خوک را به‌عنوان یک تهدید بزرگ شناسایی کرده و بلافاصله به آن حمله می‌کند. چالش دیگر، وجود رتروویروس‌های اندوژن خوکی (PERVs) است که در ژنوم خوک وجود دارند و نگرانی‌هایی در مورد انتقال آن‌ها به انسان وجود داشت.

فناوری پشت این پیوند: ۶۹ تغییر ژنتیکی!

برای غلبه بر این موانع، دانشمندان در بیمارستان عمومی ماساچوست (MGH) و شرکت eGenesis از یک کلیه خوک استفاده کردند که تحت ۶۹ تغییر ژنتیکی دقیق قرار گرفته بود. این تغییرات شگفت‌انگیز شامل موارد زیر بود:

  • حذف ژن‌های مضر خوک: سه ژن اصلی که باعث واکنش سریع سیستم ایمنی انسان می‌شدند، غیرفعال شدند.
  • افزودن ژن‌های مفید انسانی: هفت ژن انسانی به ژنوم خوک اضافه شد تا به کلیه کمک کند با بدن انسان سازگارتر شود، از التهاب جلوگیری کند و مانع از لخته شدن خون در عروق عضو پیوندی شود.
  • غیرفعال‌سازی رتروویروس‌ها: تمام رتروویروس‌های اندوژن خوکی در ژنوم خوک اهداکننده غیرفعال شدند تا هرگونه خطر عفونت احتمالی از بین برود.

این سطح از مهندسی ژنتیکی، یک دستاورد بی‌سابقه بود و نشان‌دهنده قدرت فناوری‌های نوین پزشکی در حل پیچیده‌ترین مشکلات بیولوژیکی است. هدف این بود که کلیه خوک تا حد امکان برای سیستم ایمنی بدن اسلیمن، «نامرئی» و «خودی» به نظر برسد.

روزهای روشن پس از پیوند: امیدها زنده شد

عمل جراحی چهار ساعته در ماه مارس با موفقیت کامل انجام شد. تیم جراحی با هیجان گزارش داد که کلیه پیوندی بلافاصله پس از اتصال به عروق، «صورتی» شد و شروع به تولید ادرار کرد. این‌ها اولین نشانه‌های حیاتی و بسیار امیدوارکننده از موفقیت عمل پیوند کلیه خوک بودند.

در روزهای پس از عمل، وضعیت ریچارد اسلیمن به‌طور پیوسته بهبود یافت. عملکرد کلیه جدید رضایت‌بخش بود و او دیگر نیازی به دیالیز نداشت. این یک پیروزی بزرگ برای تیم پزشکی و خود اسلیمن بود. او توانست راه برود، با خانواده‌اش وقت بگذراند و طعم زندگی بدون دستگاه دیالیز را بچشد.

کمتر از دو هفته پس از عمل، او در میان تشویق پزشکان و پرستاران از بیمارستان مرخص شد. این لحظه، نقطه اوج این داستان بود؛ تصویری که در تمام رسانه‌های جهان منتشر شد و این پیام را مخابره کرد که شاید بشر در آستانه حل بحران کمبود عضو برای پیوند قرار گرفته است. همه چیز عالی به نظر می‌رسید و امیدها به بالاترین حد خود رسیده بود.

خبر تلخ: پایان یک رویای دو ماهه

اما این امیدها دیری نپایید. در اوایل ماه می، کمتر از دو ماه پس از عمل جراحی تاریخی، بیمارستان عمومی ماساچوست با انتشار بیانیه‌ای، خبر درگذشت ناگهانی ریچارد اسلیمن را اعلام کرد. این خبر مانند آب سردی بر پیکره جامعه علمی و بیمارانی بود که با امید، داستان او را دنبال می‌کردند. سوالی که بلافاصله در ذهن همگان شکل گرفت این بود: آیا کلیه خوک باعث مرگ او شد؟

علت اصلی مرگ چه بود؟ پاسخ رسمی بیمارستان ماساچوست

در میان تمام گمانه‌زنی‌ها، تیم پیوند بیمارستان عمومی ماساچوست بیانیه‌ای صریح و شفاف منتشر کرد. آن‌ها ضمن ابراز تأسف عمیق از درگذشت آقای اسلیمن و ستایش شجاعت او، اعلام کردند:

«تیم پیوند هیچ نشانه‌ای در دست ندارد که مرگ او نتیجه پیوند اخیرش بوده باشد.»

این جمله کلیدی‌ترین بخش ماجراست. بر اساس اعلام رسمی تیمی که از نزدیک بر وضعیت او نظارت داشت، شواهدی مبنی بر پس زدن کلیه یا نارسایی آن که مستقیماً منجر به مرگ شده باشد، وجود ندارد. کلیه تا آخرین روزها به عملکرد خود ادامه داده بود.

آیا پیوند کلیه خوک شکست خورد؟

پاسخ به این سوال پیچیده‌تر از یک «بله» یا «خیر» ساده است. از یک منظر، این یک تراژدی است، زیرا یک انسان جان خود را از دست داده است. اما از منظر علمی و پزشکی، این رویداد لزوماً یک شکست محسوب نمی‌شود. باید به خاطر داشت که ریچارد اسلیمن پیش از عمل نیز یک بیمار بسیار بدحال با مشکلات متعدد پزشکی بود. سال‌ها دیالیز و بیماری‌های زمینه‌ای، بدن او را به‌شدت ضعیف کرده بود.

بیماران مبتلا به بیماری کلیوی مرحله نهایی، حتی پس از پیوند موفق کلیه انسانی، در معرض خطر بالای مشکلات قلبی-عروقی و سایر عوارض هستند. بنابراین، مرگ او می‌تواند به دلایل دیگری که مرتبط با وضعیت کلی سلامتی‌اش بوده، رخ داده باشد و نه لزوماً به خاطر خود عضو پیوندی. این واقعیت که یک کلیه خوک توانست برای نزدیک به دو ماه در بدن یک انسان با موفقیت کار کند، خود یک دستاورد علمی بزرگ و یک گام رو به جلو است.

آینده پیوند اعضا از حیوان به انسان (Xenotransplantation) چه می‌شود؟

مرگ ریچارد اسلیمن بدون شک یک رویداد غم‌انگیز است، اما به معنای پایان راه برای پیوند اعضا از حیوان به انسان نیست. خانواده خود اسلیمن در بیانیه‌ای تأثیرگذار اعلام کردند که از تلاش‌های تیم پزشکی سپاسگزارند که به آن‌ها هفت هفته دیگر با ریک هدیه داد و خاطرات ارزشمندی برایشان ساخت. آن‌ها ابراز امیدواری کردند که داستان ریک، الهام‌بخش بیمارانی باشد که ناامیدانه در انتظار پیوند هستند و راه را برای پیشرفت‌های آینده هموار کند.

دانشمندان و محققان نیز این رویداد را نه یک نقطه پایان، بلکه یک منبع داده حیاتی می‌دانند. اطلاعاتی که از این پیوند به دست آمده، بی‌نهایت ارزشمند است و به بهبود پروتکل‌ها، درک بهتر واکنش‌های بدن و افزایش شانس موفقیت در پیوندهای آینده کمک خواهد کرد. این مسیر از ابتدا با آزمون‌وخطا همراه بوده و هر مورد، چه موفق و چه ناموفق، آجری برای ساختن آینده‌ای است که در آن هیچ‌کس به دلیل کمبود عضو پیوندی جان خود را از دست ندهد.

در نهایت، میراث ریچارد اسلیمن، فداکاری او برای پیشرفت علم است. او با شجاعت خود، مرزهای پزشکی را جابه‌جا کرد و نامش برای همیشه در تاریخ پیوند کلیه خوک و مبارزه با بیماری‌های کلیوی ثبت خواهد شد. راه طولانی است، اما این گام اول، هرچند با پایانی تلخ، مسیر را برای گام‌های بعدی روشن‌تر کرده است.

“`

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با ما

با ما تماس بگیرید یا فرم زیر را پر کنید تا با شما تماس بگیریم. ما تلاش می کنیم در 24 روز در روزهای کاری به تمام سوالات پاسخ دهیم.





    X